آگهی: ایران فون تماس با ایران

کارت تلفن مجازی، خرید آنلاین 24 ساعته
شماره تلفن دسترسی در 20 کشور دنیا
کیفیت عالی با نرخ عمده فروشی
www.IranFone.com

واژه امروز در "یعنی چی؟"

با خدا دست دادن
به کسی که قد خیلی بلند دارد می گویند. مثال: تو می خوای با…
(+)همزمانی محتوا

نظرخواهی

نظر شما در رابطه با: 1) اضافه کردن امکان عکس، ویدئو و صدا و 2) محدود کردن دسترسی تالار فقط برای اعضا چیه؟
با 1 و 2 موافقم
10%
با 1 و 2 مخالفم
27%
با 1 موافقم ولی با 2 مخالفم
53%
با 1 مخالفم ولی با 2 موافقم
10%
مجموع آرا: 30

ورود کاربر

نظرات اخیر

کاربران انلاین

هم اکنون 0 کاربر و ۱ میهمان انلاین هستند.

داف

- [برای داف معنی تازه بنویسید]

داف

معنی

دختر با قرو قمیش، لاشی
مثال: فلانی عجب دافیه!

دوره زمانی واژه

دهه 70 ، 80

امتیاز شما: None متوسط: 2.2 (6 رای)

نظرات

بین کاربرد

بین کاربرد اصطلاح قر و قمیش، و لاشی، نه تنها وجه تشابهی نیست که زمین تا آسمان هم فرق هست.
قر و قمیش به رفتار دختر جوانی که قصد دلبری دارد اما سعی می کند آن را در حجابی از ناز و ادا نمایش دهد اطلاق می شود.
لاشی اصطلاحی است که لااقل از 60 سال پیش تا به حال برای فواحش سالداری بکار رفته است که دیگر کالای سکس نیستند اما هنوز هم می کوشند از راه تن امرار معاش کنند.

خب، کسی که یه

خب، کسی که یه واژه‌ای‌رو اضافه می‌کنه مطمئنن اولین‌چیزی که به‌عنوان معنای اون واژه به‌نظرش می‌رسه در توضیح می‌نویسه.
ضمن اینکه فکر کنم خود شما توضیح کامل‌تر اونو در
[ این‌جا" ] مرقوم فرمودید.
ضمنن امیدوارم همه‌ی دختران دافای خوبی باشن با اضافه‌ی اینکه فقط در نگاه اول جلب توجه نکنن و به فکر نگاهای بعدی نیز باشن.
با تشکر از شما

خداییش شما به

خداییش شما به همچین دختری می گین داف؟؟؟..معنی تعدیل شده اش رو نوشتم

معنی؛ معنا؛

معنی؛ معنا؛ مفهوم؛ تبدیل؛ توصیف؛
کلامات عربی را آنقدر با فارسی ادقام کرده‌اند که اگر بخواهی فقط از واژه‌های فارسی استفاده کنی خنده‌دار به نظر می‌رسد.
به قول شاملو زبان‌ها و فرهنگ‌های زیادی وارد زبان فارسی شده اما فارسی‌زبان سعی کرده هم‌چنان فارسی بماند و از زبان‌های تحمیلی هر آن‌چه خواسته برداشت کند و هر آن‌چه نخواسته دور بریزد.
به نظرم بیشتر باید روی آدپته‌کردن یک‌سری واژه‌ها کار کرد تا بازگشت به فارسی اصیل بر فرض مثال.
نظر شخصی من هم این است که اتفاقا چرا باید موضع بگیریم در مقابل واژه‌های وارد شده بلکه می‌توانیم از آن‌ها برای پویاتر شدن زبان فارسی بهره ببریم و پایه‌های این زبان را مستحم‌تر کنیم.
با توجه به اینکه زبان عامیانه و کوچه‌بازاری را آگاهانی بوجود آورده‌اند که نمی‌شود از کنار آن بی‌تفاوت گذشت.
وقتی با این تهاجم گسترده برای نابودی فارسی مواجه شدن و مردم را دیده‌اند که خودآگاهی از خود ندارند که بتوانند روشنگری کنند، به ناچار از ناخودآگاه جمعی و روانکاوی روی لذت‌های گفتاری و لغرش‌های زبانی توده استفاده کرده و گونه‌هایی را به یادگار گذاشته‌اند. به همین خاطر با کار کارشناسانه (نه آکادمیک البته) می‌شود این یادگارها را زنده کرد.
برای این منظور هم مطمئنا باید از آکادمیک‌جماعت دوری کرد، چراکه ناآگاه‌ترین افراد در راس چنین گروهی هستند که این نیز عمدی در کار بوده از طرف حاکمیت.

تعریف بهتر از

تعریف بهتر از ترجمه است، اما بهتر از همه یک فعل فارسی است که من نمی دونم (تعریف و ترجمه هر دو عربی هستند). یک چیزی مثل "برگردان"...

منظور از ترجمه

منظور از ترجمه چیه؟ یعنی تعریف دیگه. چرا نمیگید تعریف که کلمه‌ی درستشه.

قرو قمیش و لاشی

قرو قمیش و لاشی هر دو ترجمه لازم دارند!

مثال بزنید

مثال بزنید بهتره، من اینو نشنیده بودم اصلا!

Powered by Drupal - Design by Artinet